من متنفرم.
من از فرودگاه متنفرم.
من از شادی ناگزیر ترک این وطن متنفرم.
من از این همه بدرقه ، از این همه ضیافت قبل از رفتن که چند صد تا در یک ماه دعوت می شوم.
من از این همه اشک متنفرم.
من از این همه تنهایی، این همه فرهنگ فروشی، این همه داد زدن و شنیده نشدن متنفرم.
من از این همه تظاهر به خوشحالی در این همه عکس متنفرم.
من محکومم به این همه تنفر و همچنان با هر فشار هرزه دستی بانگ می آرم:
که آه من بسیار خوشبختم!!!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر