مکان: سونا - شهر مونترال- کانادا-قرن ۲۱- سال ۱۳-ماه ۳-روز ۱۵
زمان: صبح
همراهان: دو همسایه ی ناشناس - ایرانی - دانشجو - ۳۰تا ۴۰ سال - مقیم مونترال
شرح مکالمات:
------------------------------ -------------
من: سکوت!
+ :جامعه مدنی آقا...اینا به فکر مملکت نیستن...همش دزدی. غارت
- : اون جنتی...۱۰۰۰ سالشه ولی ول نمیکنه..با اون ددمنشی :))))
+: آره بابا اون برنامه "آنتن" رو میبینی؟قبلا پارازیت بود اینا با اون یاروها نساختن انداختن بیرون اونها رو...
-: آره بس که با اون بابا "چلنگی" بودآ...با اون یکی کلاه گیسی "بهار لولو" اینا نظر خودشون رو جای خبر میگفتن.زر مفت آقا!!! اینا هم زدن در کوووون ایناانداحتن بیرون.
(من: البته اینا مُفسر خبر بودن..کارشون تفسیر بود خوب.)
+: حالا! ولش کن این چیزا رو..با اون دختر بود..خیلی مامان بود...شبکه تلویزیونی زدن.
-:کی؟! همون که آدم میخواس دهنشو .... کنه؟!
+:آره بابا "لونا" پارک بود...چی چی ... شاد:)) به قول تو دهنش جون میداد ها ...هاها ها
-: آره فیلم لختشو دیدی...اومده..اون یارو مخملباف ساخته. البته خیلی معلوم نیس..در حد چند ثانیه سینه مینه و لا پا!!!
+: ای ای ای!راس میگی؟! دیدی تو؟
-: نه فقط سه چار با همون تیکشو!! خیلی ...ه!
+:ایول!!!! واجب شد برم ببینم اسمش چیه؟
-: نیمدونم بزن تو یوتوپ .."صحنه پستون لونا" میاد خودش.
...
بحث ادامه داره..من ادامه ندارم....
تنها واکنشم: کوبیدن درب!
جامعه مدنی:پر
گنجشک: پر
هموطن: نیمخوام دیگه ریختت رو ببینم
همسایه: استفراغ!!!!
غربت:گریه گریه گریه گریه...عر زدن!
نتیجه اخلاقی: جمعیت کثیری از ایرانیان فرهیخته بنا به شرایط سخت اجتماعی و عدم دسترسی به آزادی از ایران بیرون آمده اند و به محض آمادگی ایران برای بازسازی، فرزندان ایران برای بازسازی ایران میشتابند.
من: ؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
همراهان: دو همسایه ی ناشناس - ایرانی - دانشجو - ۳۰تا ۴۰ سال - مقیم مونترال
شرح مکالمات:
------------------------------ -------------
من: سکوت!
+ :جامعه مدنی آقا...اینا به فکر مملکت نیستن...همش دزدی. غارت
- : اون جنتی...۱۰۰۰ سالشه ولی ول نمیکنه..با اون ددمنشی :))))
+: آره بابا اون برنامه "آنتن" رو میبینی؟قبلا پارازیت بود اینا با اون یاروها نساختن انداختن بیرون اونها رو...
-: آره بس که با اون بابا "چلنگی" بودآ...با اون یکی کلاه گیسی "بهار لولو" اینا نظر خودشون رو جای خبر میگفتن.زر مفت آقا!!! اینا هم زدن در کوووون ایناانداحتن بیرون.
(من: البته اینا مُفسر خبر بودن..کارشون تفسیر بود خوب.)
+: حالا! ولش کن این چیزا رو..با اون دختر بود..خیلی مامان بود...شبکه تلویزیونی زدن.
-:کی؟! همون که آدم میخواس دهنشو .... کنه؟!
+:آره بابا "لونا" پارک بود...چی چی ... شاد:)) به قول تو دهنش جون میداد ها ...هاها ها
-: آره فیلم لختشو دیدی...اومده..اون یارو مخملباف ساخته. البته خیلی معلوم نیس..در حد چند ثانیه سینه مینه و لا پا!!!
+: ای ای ای!راس میگی؟! دیدی تو؟
-: نه فقط سه چار با همون تیکشو!! خیلی ...ه!
+:ایول!!!! واجب شد برم ببینم اسمش چیه؟
-: نیمدونم بزن تو یوتوپ .."صحنه پستون لونا" میاد خودش.
...
بحث ادامه داره..من ادامه ندارم....
تنها واکنشم: کوبیدن درب!
جامعه مدنی:پر
گنجشک: پر
هموطن: نیمخوام دیگه ریختت رو ببینم
همسایه: استفراغ!!!!
غربت:گریه گریه گریه گریه...عر زدن!
نتیجه اخلاقی: جمعیت کثیری از ایرانیان فرهیخته بنا به شرایط سخت اجتماعی و عدم دسترسی به آزادی از ایران بیرون آمده اند و به محض آمادگی ایران برای بازسازی، فرزندان ایران برای بازسازی ایران میشتابند.
من: ؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر