۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

نیما - تو را من چشم در راهم.


ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛
ترا من چشم در راهم.

شباهنگام. در آندم که بر جا دره‌ ها چون مرده‌ ماران خفتگانند؛
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرَم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم؛
ترا من چشم در راهم

هیچ نظری موجود نیست: