۱۳۹۳ فروردین ۲۰, چهارشنبه

در جستجوی انسان شدن

راز جهان را دریافته بودم من
به تمامت
بی آنکه عشق در میان باشد
نبود سوز لحظه ی درنگ و
پس خاموشی.
که یارِ در برم شود میِ بر لب و
پس فراموشی.

من به عشق خوانده شدم 
قفلی که به بوسه ای باز شد
بی رخصت کلید.
لیک
عشق را پروا نباید و انتها
من همه پروایم و انتها
و ویرانی

ویرانی تمام تلخی در یک واژه است
برای آنچه که منم

نبودم من و

در جستجوی انسان شدنم.

هیچ نظری موجود نیست: